نمرهها بخشی از مسیرند، نه تعریف کامل یک مسیر.
در ریاضیات همیشه به دانشآموزانم یاد دادهام که به جای نگاه کردن به چند عدد پراکنده، الگوها را پیدا کنند. این بار همین نگاه را روی مسیر علمی خودم پیاده کردم.
کارنامههای لیسانس، ارشد و دکتریام را دوباره بررسی کردم؛ اما نه با معیار معدل کل.
ابتدا نمرهها را به دو گروه تقسیم کردم:
گروه A: نمرههای ۱۷ تا ۱۹
گروه B: نمرههای ۱۴ تا ۱۶.۷۵
بعد از این دستهبندی، الگوی هر گروه را جداگانه بررسی کردم. (بهعنوان یک ریاضیدان، طبیعی بود که به جای یک عدد، به دنبال الگوها بگردم.)
نتیجه برای خودم بسیار جالب بود.
تقریباً تمام درسهای گروه A همانهایی بودند که امروز هویت علمی و پژوهشی مرا شکل دادهاند؛ مانند آنالیز تابعی، جبرهای سی و فون نویمن، توپولوژی، گراف، آمار، برنامهنویسی ++C و حتی نجوم.
در مقابل، گروه B شامل درسهایی بود که زیرساخت و ابزارهای ضروری مسیر پژوهشی امروز من را ساختهاند؛ از آنالیز ۱، جبر خطی و ریاضیات عمومی گرفته تا زبان تخصصی، مبانی ریاضی، آمار، مبانی کامپیوتر و سایر درسهایی که هر روز در پژوهش و آموزش به آنها تکیه میکنم.
جالبتر اینکه این الگو از سالهای مدرسه هم وجود داشت؛ جایی که ریاضیات، بهویژه هندسه و حسابان، همواره جزو قویترین درسهایم بودند و تجربههای المپیادی این مسیر را عمیقتر کردند.
من کارنامهام را با یک عدد تحلیل نکردم؛ با الگوهایی تحلیل کردم که مسیر علمیام را ساختهاند.
برای من، کارنامه فقط مجموعهای از نمرهها نیست؛ مجموعهای از دادههاست که اگر درست تحلیل شوند، علاقه، استعداد و جهت واقعی رشد را آشکار میکنند.
گاهی یک عدد، کل داستان را تعریف نمیکند؛ اما الگوها، مسیر واقعی یک پژوهشگر را نشان میدهند.
و این همان چیزی است که همیشه به دانشآموزانم هم میگویم:
اگر معدل یا چند نمره شما را ناامید میکند، فقط به آن نگاه نکنید. نمرههای ماکزیمم و نزدیک به ماکزیمم خود را کنار هم بگذارید، آنها را تحلیل کنید و به دنبال الگو بگردید. شاید همانجا سرنخ علاقه، استعداد و مسیر واقعی زندگیتان پنهان شده باشد.
مسیر هر پژوهشگر منحصربهفرد است؛ مهم این است که الگوی خودتان را پیدا کنید. 🌱
پ.ن۱: آمارگیری فقط روی دروس تخصصی انجام شده و دروس عمومی در این تحلیل لحاظ نشدهاند.
پ.ن۲: مثل هر تحلیل آماری، اینجا هم استثنا وجود دارد. یکی دو درس در گروه B قرار گرفتهاند که نه جزو علاقههای اصلی من بودهاند و نه امروز نقش پررنگی در مسیر پژوهشیام دارند؛ اما وجود چند استثنا، الگوی کلی را تغییر نمیدهد.
نتیجهگیری: «معدل یک خلاصه از عملکرد کلی است، اما اگر بخواهیم علاقه، استعداد یا مسیر علمی یک فرد را بشناسیم، گاهی تحلیل الگوی نمرهها اطلاعات بیشتری به ما میدهد.»
